آخرین خورشید

متن مرتبط با «یک خاطره زیبا و کوتاه» در سایت آخرین خورشید نوشته شده است

اطلاع رسانی از نوع غربی

  • گاو شیر ده

  • خوش رفتاری

  • داستان کوتاه

  • نیلوبلاگ

    کریمخان گفت: این اشارههای تو برای چه بود؟ درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده و به من چه داده؟ کریمخان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه میخواهی؟ درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است! چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و فروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد! پس جیب درویش را پر از سکه کرد و قلیان را نزد کریمخان برد! روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خانرفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریمخان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو؛ کریم فقط خداست که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش است. ...

    ادامه مطلب
  • مقابله با سپاه اسم رمز فشار همه جانبه بر جمهوری اسلامی ایران است

  • نیلوبلاگ

    ایران برای پیگیری فعالیت‌های اصطلاحاً «ماجراجویانه» خود نیاز شدیدی به منابع مالی ندارد بنابر این عمده تمرکز ر&...

    ادامه مطلب
  • فرمانده کل ارتش و جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شدند

  • نیلوبلاگ

    حضرت آیتالله خامنهای فرمانده معظم کل قوا، در احکام جداگانهای امیر سرلشکر عطاءالله صالحی را به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و امیر سرلشکر سیّد عبدالرّحیم موسوی را با ارتقاء به درجهی سرلشکری به سمت فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب کردند. +نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت17:26 توسطامین | ...

    ادامه مطلب
  • عکس خانوادگی جالب از سید حسن نصرالله + تصویر

  • نیلوبلاگ

    ه گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ جنبش حزبالله پس از ترور سید عباس موسوی در سال 1992، با انتخاب سید حسن نصرالله جانی دوباره گرفت؛ روحانی شیعه 57 سالهای که پس از سالها فعالیت مبارزاتیش، امروزه محبوبترین چهره سیاسی مذهبی مردم لبنان است. سید حسن در محلهای فقیرنشین در جنوب لبنان متولد شد، او فرزند ارشد در میان 3 برادر و 5 خواهرش بود و از همان کودکی علاقه به ش...

    ادامه مطلب
  • مراحل کسب موفقیت:

  • نیلوبلاگ

    ۱- رویاهات رو بزرگ انتخاب كن.۲- مشخص کن دقیقاً چي می خوايي.۳- واسه دستیابی به هدفت برنامه ریزی کن.۴- هر روز حركتي كن و برای نزدیکتر شدن به رویاها و هدف هات قدمي بردار.۵- تصمیم بگیر که هيچوقت، به هيچ وجه تسلیم نشي.مطمئن باش که با انجام این مراحل تمام مانع ها رو سپري ميكني و موفقیتت حتمیه.+نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت17:6 توسطامین | ...

    ادامه مطلب
  • دفترچه گناهان یک شهید 16 ساله!!

  • نیلوبلاگ

    در تفحص شهدا،دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را مینوشت پیدا شد گناهان یک هفنه او اینها بود: شنبه: بدون وضو خوابیدم. یک شنبه: خنده بلند در جمع. دوشنبه: وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم. سه شنبه: نماز شب را سریع خواندم. چهارشنبه: فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت. پنچشنبه: ذکر روز را فراموش کردم. جمعه: تکمیل نکردن 1000 صلوات و بسنده به 700. راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد: دارم فکر میکنم که چقدر از یه پسر شانزده ساله کوچکترم... ما چی... کجای کاریم حرفامون شده رساله توجیه المسائل غیبت... تو روشم میگم تهمت... همه میگن دروغ... مصلحتی رشوه... شرینی ماهواره... شبکه ها...

    ادامه مطلب
  • اقا جان به داد دلمون برس... اوضاش خوب نیس ...

  • نیلوبلاگ

    "> - - "> ,, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, sayberi174.ir"> <-BlogTitle-> <-BlogDescription-> صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك قالب ارزشی وبلاگ قالب مذهبی وبلاگ RSS 2.0 لوگوي ما آخرين مطالب <-PostTitle-> نويسندگان <-AuthorName-> پيوند ها <-LinkTitle-> پيوندهاي روزانه <-LinkTitle-> طراح قالب <-PostTitle-> برچسبها: <-TagName->ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ <-PostDate-> توسط<-PostAuthor-> درباره پايگاه <...

    ادامه مطلب
  • امیر حاتمی: "تقویت صادرات محصولات دفاعی" در دستور کار وزارت دفاع قرار گرفت

  • نیلوبلاگ

    "> - - "> ,, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, sayberi174.ir"> <-BlogTitle-> <-BlogDescription-> صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك قالب ارزشی وبلاگ قالب مذهبی وبلاگ RSS 2.0 لوگوي ما آخرين مطالب <-PostTitle-> نويسندگان <-AuthorName-> پيوند ها <-LinkTitle-> پيوندهاي روزانه <-LinkTitle-> طراح قالب <-PostTitle-> برچسبها: <-TagName->ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ <-PostDate-> توسط<-PostAuthor-> درباره پايگاه <...

    ادامه مطلب
  • خوشبختی در کجاست

  • مجتهدی پای سماور چایی روضه

  • نیلوبلاگ

    لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى شوری/23 بر اين رسالت مزدی از شما، جز دوست داشتن خويشاوندان، نمیخواهم حکایت؛ حجتالاسلاموالمسلمین آقای سید مرتضی علوی نقل کرده است: آیتالله علوی در این اواخر که به اصفهان رفته بودند، فرمودند: خوب است سری به منزل آقای نجفی بزنیم. به منزل ایشان رفتند، آن روز منزل ایشان روضه بود، در خانهای کاهگلی و در کمال سادگی عدهای پیرمرد روحانی نشسته بودند و شخصی هم با یک لباس نیم تنه و یک تکه پارچه که به سرش بسته بود به عاشقان اهلبیت علیهمالسلام چای میداد. برای ما مشتبه شده بود ...

    ادامه مطلب
  • داستانی زیبا در فضیلت زیارت امام حسین علیه السّلام

  • نیلوبلاگ

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ سلیمان أعمش گوید که: در کوفه منزل داشتم و مرا در آنجا همسایه ای بود که طریق اهل بیت نداشت؛ من بعضی از اوقات با او می نشستم و مذاکره می نمودم. در شب جمعه ای به او گفتم: تو چه می گوئی در زیارت حسین علیه السّلام؟ گفت: بدعت است و هر بدعت ضلالت است. و هر ضلالت در آتش است من با نهایت خشم از نزد او برخاستم و به منزل آمدم، و با خود گفتم: چون سحر شود به نزد او می روم و از فضایل مولا أمیرالمؤمنین آنقدر برای او نقل می کنم که از شدّت حزن و غصّه چشمانش گرم شود. سحر به منزل او رفتم و در زدم، صدا از پشت در آمد که در منزل نیست و به زیارت حس...

    ادامه مطلب
  • خاطرات زیبا و طنز از دفاع مقدس

  • نیلوبلاگ

    *دشت:شب . توی سنگر نشسته بودیم و چرت می زدیم . آن شب ، مهتاب عجیبی بود . فرمانده آمد داخل سنگر . گفت : این قدر چرت نزنید تنبل می شوید . به جای این کار بروید اول خط، یک سری به بچه های بسیجی بزنید .نمی توانستیم دستور را اطاعت نکنیم . بلند شدیم و رفتیم به طرف خاک ریزهای بلندی که در خط مقدم بود . بچه های بسیجی ابتکار خوبی به خرج داده بودند. آنها مقدار زیادی سنگ و کلوخ به اندازه ی کله آدمیزاد روی خاک ریز گذاشته بودند که وقتی کسی سرش را از خاک ریز بالا می آورد، بعثی ها آن را با سنگ و کلوخ اشتباه بگیرند و آنها را نزنند !مهتاب از آن طرف افتاده بود و ما، بی خبر از همه جا بر...

    ادامه مطلب
  • حمله بیولوژیکِ گسترده صهیونیستها علیه ایران

  • داستانهای طنز از زبان مرحوم آیتالله مجتهدی تهرانی

  • نیلوبلاگ

    ریش تراشیجوانی همیشه ریشش را با تیغ میتراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتماً مادرش هم پیر است. پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خوشبختی در کجاست | خوشبختی کجاست | داستانی زیبا در مورد صلوات | داستانی زیبا در مورد بهداشت | داستان زیبا در مورد خدا | داستان زیبا درباره خدا | داستان زیبا در مورد مادر | داستانهای زیبا در مورد خدا | داستان زیبا درباره نماز | داستان زیبا در مورد نماز